خانه / صفحه اصلی / سازگاری با کم آبی ؛ طنز تلخ سیاستگذاری آب

سازگاری با کم آبی ؛ طنز تلخ سیاستگذاری آب

افزایش کشت برنج در مناطقی از استان فارس در شرایطی که منابع آبی به شدت درحال از دست رفتن است نشان می‌دهد که کاهش بیش از ۵۰ درصدی بارندگی‌ها و از دست رفتن بخش عمده‌ای از منابع آبی به جای اینکه منجر به کاهش کشت برنج شود، در سال های اخیر باعث افزایش کشت این محصول شده است.

بعنوان مثال در همین سالهایی که استان فارس با تنش آبی شدید مواجه بوده و دهها روستای پایین دست رودخانه کر، تالابهای طشک و بختگان و انجیرستانهای بی نظیر دیم در استهبان آسیبهای شدید دیده اند، سطح ۸ هزار هکتاری کشت برنج در بالادست کر ۴ برابر افزایش داشته و به بیش از سی و یک هزار هکتار رسیده است!!!!

این درحالی است که کشت برنج در بالادست حوزه آبی براساس مصوبات قانونی در خارج از شمال کشور ممنوع شده بود. از سال گذشته مجلس براساس قانونی که تصویب کرد اختیار کشت یا عدم کشت را به کارگروه سازگاری با کم آبی استان ها سپرد و در فارس براساس تصمیم کارگروه، کشت برنج در استان ممنوع اعلام شد. اگرچه در کارگروه سازگار با کم آبی استان تصویب شد که کشت برنج در استان فارس ممنوع باشد اما در طول چند سال گذشته افزایش کشت برنج در بالادست حوزه آبخیز طشک و بختگان بلای جان پایین دست شده و دشت کربال شاهد فاجعه انسانی و محیط زیستی است. کشت برنج در شهرستان نورآباد فارس حتی با آبهای زیرزمینی ادامه دارد!!

این بلایای انسان ساز که با زیرکی به دوش طبیعت و خشکسالی انداخته می شود، با تغییر کاربری در بین سد ملاصدرا و سد درودزن تشدید شده است.

سد ملاصدرا با هدف کنترل سیلاب و تامین حقابه تالابهای پایین دست احداث شد، اما اکنون با دستاویز قرار دادن «اشتغالزایی و خودکفایی» از آب سد برای کشاورزی و کشت برنج و توسعه باغات سیب استفاده می شود. گویی فقط مردم بالادست حق حیات و اشتغال دارند و مهم نیست که مردم پایین دست و محیط زیست درحال نابودی اند. از نظر تاریخی، کشاورزان و تالابها در پایین دست از گذشته حقابه داشتند و با این برداشت بی رویه آب و توسعه کشت برنج در بالادست جوامع محلی معیشتشان و تالابها حقابه شان را از دست می دهند.

این نابرابری و تضعیف جوامع محلی و تالابهایی که نقش تعیین کننده ای در پایداری سرزمینی و منابع آب ایفا می کنند؛ از ثمره سدسازی و نفوذ گعده های سیاسی است که وضعیت کشور را در جای جای ایران تحت تاثیر مخرب و درک ناقص و کوتاه مدت خود قرار داده و موجب ویرانی تالابها و روستاهای پایین دست رودخانه ها و سدها شده است.

سیاستگذاری و درک ناقص و سوءبرداشت نهادهای مسئول (از جهادکشاورزی و صمت گرفته تا وزرات نیرو) از اشتغالزایی  بسیار آسیب زاست،  علیرغم اینکه آنها نقش مهمی در تخریب جوامع محلی ، تالابها و رودخانه داشته اند و به هیچ وجه مسئولیت آن را نیزگردن نمیگیرندو  در عوض آن را به گردن خشکسالی می اندازند. به نظر می رسد که توجه به تشدید فقر و نابرابری پیامد سدسازی ها؛ هیچ جایگاهی در مطالعات سدها و سیاستگذاری آب نداشته و اساسا سیستم فکری سازه سازان و گعده های سیاسی تصمیم گیر آن را عامدانه حذف کرده اند.

محیط زیست و جوامع محلی از فارس تا خوزستان، از گیلان تا مازندران همه و همه قربانیان خاموش سدسازی هایی هستند که نابرابری و فقر را تشدید کرده و یک جا موجب انباشت ثروت و قدرت شده و جایی دیگر موجب فلاکت و نابودی معیشت مردم و تالابها و موجودات زبان بسته اش شده است. شوربختانه این سیاست همچنان دنبال شده و علی رغم هشدارهای مکرر همچنان به ویرانگری خویش ادامه میدهد.

حوزه بختکان و طشک و دشت کربال نمونه بارزی از این نابرابری و تحمیل فقر و نابودی به علت اهمالکاری در سیاست های سدسازی بی رویه در استان نیمه خشک فارس، عدم رعایت عدالت در توزیع عادلانه منابع آب، درک ناقص سازگاری با کم آبی و اهمالکاری و مماشات در برخورد با متخلفان است. / مهتا بذرافکن

 

📸تالاب کمجان واقع در دشت کربال شهرستان خرامه زیست بومی بسیار غنی و ارزشمند و تکیه گاهی بر اکوسیستم های ستمدیده طشک و بختگان میباشد که برنجکاران بی مهابا آن را هم خشکاندند.
@bakhteganlake.campaign

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.