خانه / اشتغال و کارآفرینی زنان / زنان روستایی و ضرورت افزایش دانش و آگاهی های مدنی برای روبرو شدن با چالش خشکسالی

زنان روستایی و ضرورت افزایش دانش و آگاهی های مدنی برای روبرو شدن با چالش خشکسالی

دی ماه امسال با یکی از دهیاران روستایی در استان فارس درباره ضرورت تشکیل یک سازمان مردم نهاد برای گردهم جمع کردن زنان روستا و مواجهه با چالش خشکیدن منابع آب و از دست دادن منابع درآمد و اشتغال صحبت کردم. متاسفانه با این که خانمی تحصیل کرده بود در مورد سازمانهای مردم نهاد تقریبا هیچ اطلاعاتی نداشت. البته ناآگاهی او به عنوان یک زن تحصیل کرده و دهیار جای تاسف دارد، اما تاسف عمیق تر آنجاست که سازمانهای متولی امور روستاها و استانداری ها کمترین تلاشی در راه آگاه سازی این عزیزان انجام نمی دهند و به نقل از این خانم تا کنون حتی یک بار هم هیچ گونه آگاهی رسانی پیرامون این فعالیتها با آنها نشده است ، این درحالی است که استانداری خود متولی امور سازمانهای مردم نهاد است . زنان روستایی حدود یک چهارم جمعیت جهان را تشکیل می دهند و در تمامی امور اقتصادی و مراقبتی خانواده ها فعالند. آنها برای گذران امور خانواده به زمین متکی اند، اما نکته مهمتر این است که زنان روستایی برای پیشبرد توسعه پایدار و اهداف عدالتخواهانه جنسیتی نقشی کلیدی دارند، اگرچه همواره در حاشیه اند.
متاسفانه به دلایل زیادی از خشکسالی و خشکیدگی منابع آب گرفته تا جذابیتهای زندگی شهری باعث شده که در سال های اخیر در سراسر جهان، روستاها از جمعیت خالی شده و این مساله روندی صعودی داشته است. اگرچه بیشتر مردان روستایی و به جهت اقتصادی روستاها را ترک میکنند اما زنان نیز کم کم همراه آنها شده و حاشیه نشین شهرها می شوند. زنانی که خود صاحب دستانی توانمند برای تولید و ایجاد ارزش افزوده در روستاها بوده اند، تبدیل به مصرف کننده شده و در معرض انواع آسیبهای اجتماعی قرار می گیرند. بدون شک خشکسالی تاثیر عمده ای در خالی شدن روستاها از سکنه و بویژه از مردان دارد. خشکسالی و خشکیده شدن منابع آب در برخی از روستا های ایران کودکان، بیماران، سالمندان و زنان بیش از پیش دچار رنج عذاب ناشی از این وضعیت کرده است.
در این بین زنان روستایی در وضعیت بسیار دشوارتری قرارگرفته اند. بویژه این که خشکسالی و خشکیده شدن منابع آب همانند سیل و زلزله و بقیه فجایع نیست که پر سر و صدا باشد و سازمانهای بین المللی و مردم برای کمک به آسیب دیدگان همصدا و همدل شوند، درنتیجه خانواده ها قربانیانی هستند که بی سرو صدا بار مصیبت بر گرده می¬کشند. درحقیت زنان علاوه بر این که شخص خودشان به عنوان یک انسان از وضعیت خشکسالی در رنجند، بار سنگین مصیبتهای خانواده ها نیز بر برگرده های نحیفشان است.
بیکاری ، اعتیاد، بیماری هر کدام از اعضای خانواده بویژه پدران و پسران که عمدتا نان آوران خانواده ها محسوب می شوند، موجب فشار جسمی و روانی زیادی برای زنان شده و در صورت مهاجرت به حاشیه شهرها آنان را آماج انواع سوء استفاده ها و خطرات اجتماعی آسیب زا قرار خواهد داد و از چاله به چاه خواهد افکند. این مساله تاثیرروانی سهمگینی بر آنان داشته و افسردگی و فشار روانی حاصل ازبیکاری و نیازمندی موجب شده که جوانترها یا مهاجرت کرده و آنانکه مانده اند نیز به سمت افسردگی و گاه اعتیاد کشیده شوند و این مسائل خانواده در ووضعیت بسیار نامطلوبی قرار می دهد و در این وضعیت زنان به شدت در معرض خشونتهای خانگی قرار می گیرند، البته با این که این خانواده ها در معرض فروپاشی روانی و مادی هستند، هیچ نوع کمک ومشاوره روانی نیز از سوی اورژانس اجتماعی دریافت نکرده و گویی این مسائل مختص شهری هاست. علاوه بر فقدان حمایتهای اجتماعی ، متاسفانه به دلیل نگاه کلیشه ای جنسیتی به زنان با وجود همه این توانایی ها به حاشیه رانده شده ومشارکت جنسیتی¬شان برای مدیریت بحران و فاجعه که می¬تواند حافظ جان خودشان و دیگران باشد نادیده گرفته شده و قربانیان فاجعه می شوند.

بدیهی است که آموزش و توانمند کردن زنان در راه ایجاد تشکلهای مردم نهاد و مشارکت های مدنی می تواند اولا آنها را با روشهای جدید کسب درآمد با اتکا بر توانمندی شان می کند، و آنها می توانند در راه اندازی کسب و کارهای مرتبط با دانش بومی گیاهان دارویی، احیاءصنایع دستی فراموش شده، شیلات و ماهیگیری در حاشیه سواحل و رودخانه ها و درکنارآن توجه به زیرساختهای فناآورانه و بوم گردی ایفای نقش کرده و با این کسب و کارها زنان روستایی توانمند و مستقل شده و درآمد حاصل از آن نیز موجب بازگشت امید به خانه ها و مسدود شدن راه خشونت های مرتبط با فقر و خشکسالی می گردد.

ثانیا زنان خود به کنشگرانی مدنی و مطالبه گر تبدیل شده و با کسب دانش و مهارتهای مالی می توانند با راه اندازی تعاونی های زنانه ، تجارت الکترونیک و ارتباط با مجامع مدنی ، کسب و کارهای خرد روستایی را که پیش از آن بر محوریت کشاورزی میچرخید، تغییر داده و تنوع شغلی را جایگزین آن نمایند. احیای منابع فرهنگی روستایی مانند صنایع دستی فراموش شده نه تنها می تواند اشتغالهای روستایی را فعال نماید و موجب کسب درآمد ، بلکه موجب می شود با توجه به حس نعلق به مکان هویت روستاها بازتعریف شده و میل به مهاجرت به شهرها کاهش یابد و چه بسا مهاجرت معکوس در پی داشته باشد.

  1. نرجس رحمتی

    سلام خانم دکتر عزیز
    بسیار خوشحالم که بلاخره کسی رو با دغدغه محیط زیست برای زنان پیدا کردم .
    خودم را معرفی میکنم من کارشناس ارشد اقلیم دارم و بیشتر تحقیقاتم درباره سازگاری اقلیمی است. واضحه که به دلیل جنسیتم و شرایط محیطی موجود برای زنان و البته دختر بودن فرزندم شدیدا درباره این موضوعات حساسیت دارم . امر دیگری که باعث جذب من به متن فوق شد این است که کارمند وزارت کشور هستم .
    دهیاران به واسطه شرایط استخدامیشان عملا کارمند وزارت کشور و استانداری محسوب نمی شوند . آنها حتی قرارداد مناسب و شرایط بیمه ای مطلوب ندارند و تازه این مساله در مجلس طرح شده است لذا نمی توان از این دهیار یا سایر دهیاران خرده گرفت . دهیار روستای درک هم با اینکه فوق لیسانس جغرافیا دارند اما با این موضوع درگیرند این مشکل فارغ از جنسیت است و متاسفانه مانند سایر مطالبات نیاز به توجیه نمایندگان محترم مجلس دارد.
    فارغ از مساله فوق و درباره دغدغه مشترکمان در صورتی که اجازه بفرمایید بسیار مایلم همراه شما باشم و باز هم با توجه به مطالعاتم در موضوع آگاه نمودن زنان پیشنهاد میکنم در ضمن اطلاع رسانی به زنان روستایی روشهای سازگاری با کم آبی یا بی آبی را هم آموزش داده شود. کارهای بسیار ساده اما موثر که در مناطق مختلف روشهای متفاوتی است . در بعضی مناطق روش های جمع آوری آب باران و در جایی تغییر کشت می تواند کمک کند . حتی ممکن است با تغییر کوچکی در رویکردهای پذیرش مهمآن درآمد متفاوتی داشته باشند

    • سلام و احترام

      در واقع هدف سایت همین جمع کردن متخصصین هست برای آگاهی سازی و توانمندسازی. خوشحال میشم که اینجا را متعلق به خودتون بدونید. در حال تهیه لیست همکاران هستم. یه ایمل به من بزنید .

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *