خانه / مقاله / زنان مدیران باستانی سازگاری

زنان مدیران باستانی سازگاری

 

پژوهشها نشان میدهد  که خشکسالی تاثیرات اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و محیطی بر زنان در کشورهای در حال توسعه دارد.   خشکسالی به کاهش تولید و عرضه مواد غذایی خانوارشده و  مازاد تولیدی جهت  فروش کم می کند و یا از بین می برد، بر فروش، منابع برای خرید نیز کاهش می یابد و در نتیجه جمعیت  با خطر سوء تغذیه مواجه می شوند .

مردان برای تامین معیشت مهاجرت میکنند و زنان در روستاها باقی مانده و با مخاطراتی مانند سوء تغذیه خانوار، خشونت و آزار جنسی، فقدان فعالیتهای جنسی  و عدم برآورده شدن این نیازها، فحشا، ازدواج زودهنگام، دردها و خطرات جسمی ناشی از حمل آب و البته تاثیر سوئ روانی همه این مخاطرات مواجه هستند.   بنابراین خشکسالی علاوه بر این که یک تجربه  ویرانگر جمعی است، یک بعد جنسیتی دردناک دارد که اغلب مورد غفلت قرار می گیرد.

با این که زنان در بلایای طبیعی  بسیار آسیب پذیرند، اما در عین حال می توانند محیط زیست را بخوبی مدیریت کرده و در مسیر سازگاری قرار بگیرند. آموزش و توانمندسازی  با توجه به آنچه که در دسترس است  مانند تغییر الگوی کشت ( محصولاتی که عمل آوری آن نیاز به آب کم دارد مانند گیاهان دارویی و ..)، تغییر نوع دام( دامهایی مانند شتر که به آب کم نیازدارد)، احیای منابع فرهنگی ( زنده کردن صنایع دستی در حال از بین رفتن )  ،  توانمند کردن نیروی انسانی تحصیل کرده روستاها در جهت  روی آوردن به کسب و کارهای نو مانند بومگردی و تجارت الکترونیک ،  گامهایی است که با تقویت زیرساختها در روستاها  توسط دولت  می تواند مسیر سازگاری را گشوده و  ازدامنه  پیامدهای آسیب زای خشکسالی بکاهد .

آنچه مسلم و بسیار مهم است این است  که  جامعه محلی و بویژه زنان نباید از راهکارهای سازگاری کنار گذاشته شده و یا در حاشیه گذاشته شوند و  راهکارهای سازگاری صرفا بر فناوری و فن سالاری مدیران شهرنشین  روستا ندیده  محدود شود. خشکسالی با انسان مداری و محوریت تجربیات زیسته انسانهاست  که می تواند با در پیش گرفتن سیاست های تطبیقی مهار شود و البته این زنان هستند که می توانند بخشی از سبک زندگی روشتایی را  به گونه ای منطبق با شرایط بازتعریف  و مدیریت نمایند.

 

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *