خانه / صفحه اصلی / منابع آب گرفتار روی تردمیل اشتغالزایی و توسعه !!

منابع آب گرفتار روی تردمیل اشتغالزایی و توسعه !!

 

در تئوری تردمیل تولید(TOP= treadmill of production theory)که توسط آلن اشنایبرگ توسعه یافت استدلال اساسی این است از بعد از جنگ جهانی دوم تقریبا همه کشورها و بطورکلی تولید کنندگان به دنبال افزایش تولید و مصرف حریصانه بوده اند تا منافعشان را افزایش دهند.

از آنجا که تولید به منابع طبیعی مانند انرژی و آب و مواد نیاز دارد و آلودگی ایجاد می کند لذا هرگونه افزایش تولید منجر به تشدید مشکلات زیست محیطی می شود. علاوه بر این با گسترش فناوری و سیستم های خودکار عملاً از تعداد نیروی کار بدنی کاسته و این امر به بیکاری تعداد زیادی از کارگران دامن می زند.
از این رو برای حل این چالش اجتماعی فقرزا به ناچار باید مقیاس تولید به اندازه کافی برای ایجاد شغل جدید گسترش یابد و این به معنی غارت منابع طبیعی، آلودگی و آسیب بیشتر به منابع آب و خاک و تولید کربن و متان بیشتر است.

اما این فرمول علی رغم آسیب هایی که ایجاد می کند، مورد حمایت نخبگان و حتی توده مردم است. دولت ها از رشد حمایت می کنند زیرا درآمد مالیاتی و شغل ایجاد می کند و به دولتها اجازه و فرصت می دهد تا سیاست ها و برنامه های مشروعیت بخش خود اجرا وقدرت و اقتدارشان را تثبیت نمایند.

اما مساله این است که از قضا، بسیاری از این سیاست ها و برنامه ها در جهت رفع مشکلاتی است که رشد اقتصادی کذایی ایجاد کرده است از آلودگی،خشکیدگی منابع آب، جنگل‌زدایی گرفته تا فقر و بیکاری و مهاجرت های سرگردان از مقاصد آسیب دیده( بویژه از روستاها در اثر برداشت منابع) به حاشیه شهرها و …

این تردمیل بطور مداوم در حال فعالیت است : از یک طرف رشد اقتصادی؛ به مشکلات زیست محیطی و اجتماعی دامن می‌زند‌؛ از طرف دیگر صاحبان قدرت و دولتها برای حل این مشکلات ایجاد شده همچون دویدن روی «تردمیل» تقلا می کنند.

این تئوری بخوبی وضعیت مصرف فعلی منابع طبیعی و منابع آب را در کشور ما توضیح میدهد. از یک سو دولتها به بهانه اشتغالزایی مجوز غارت منابع توسط قشری که (برخی حتی از مالیات نیز معافند) داده اند تا با ایجاد شغل به کاهش مسایل اجتماعی همچون فقر و بیکاری و مهاجرت کمک شود، و از سویی غارت منابع و نابودی آن موجب شده که علاوه بر این که اکوسیستم طبیعی تخریب و گاهی غیرقابل سکونت شود، به دامنه مسایل اجتماعی غیرقابل حل ( مانند مهاجرت به حاشیه شهرها) افزوده گردد. البته آنچه تأمین شده منافع سوداگران بوده است.

این امر بویژه در بخش کشاورزی بسیار ملموس است. کشاورزی که با شعار خودکفایی و ایجاد اشتغال فراگیر در عرض و طول ودر در مقیاس بسیار وسیع در همه جای کشور گسترش یافت، بستر مصرف بی رویه منابع آب زیرزمینی فراهم کرد، تا جایی که ذخیره آب نسلهای بعد نیز مصرف شده و تقریبا همه دشتهای کشور با مخاطرات جدی از جمله فرونشست زمین مواجه کرده است.

از طرفی با وجود مصرف میلیادها مترمکعب آب در دشت‌های کشور، هیچ شغل پایداری ایجاد نشده و هزاران روستا یا تخلیه شده و یا در خطر تخلیه شدن می باشند و جمعیت آن حاشیه نشین شهرها شده اند.

وضعیت جنگلها و جنگل زدایی، فرسایش خاک، معدنکاری مخرب، توسعه صنایع آب بر در مناطق کویری و .. نیز به همین صورت است. اما عجیب این است که باوجود هشدارهای آب و هوایی و علائم مشخص فروپاشی دشتها بویژه در بخش آبهای زیرزمینی، هنوز این تردمیل بدون لحظه ای ایستادن و تأمل در آنچه از عملکرد گذشته برجای مانده؛ با تقلای زیاد درصدد است همان مسیر را با مطرح کردن خطاهای مهلکی چون برداشت آبهای ژرف ، توسعه کشاورزی و خودکفایی، شیرین سازی و انتقال آب و سدسازی ها ادامه دهد !!/ مهتا بذرافکن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.